|
مسیحیت صهیونیستی میتوان جنوب آمریکا را مرکز اصلی مسیحیان صهیونیست در ایالات متحده دانست. جری فالویل تصریح کرده است که این منطقه، کمربند انجیلیها است. البته اکنون این منطقه پایگاه انتخاباتی حزب جمهوریخواه و «کمربند امنیت اسرائیل» نیز است. امّا در مورد خاورمیانه، بنابر یک نظرسنجی که «انستیتوگالوپ» انجام داده است، 30 درصد از آمریکاییها، آن سرزمینها (فلسطین) را مقدس میدانند و از نظر دینی آن را مهم به شمار میآورند، زیرا انجیل پیشبینی کرده است، حوادث سرنوشتساز و مهمی در آنجا روی میدهد. 75 درصد از کسانی که از آنها نظرسنجی شده بود، از جمله رأی دهندگان و حامیان مسیحیان صهیونیست بودند و بیش از نیمی از آنها، پیوسته به کلیسا رفت و آمد داشتند. 20 درصد از آمریکاییها شخصاً و صرفنظر از دیدگاههای دینی و پیشبینیهای انجیل بر این باورند که فلسطین بسیار پراهمیت است. مسیحیان صهیونیست بیشتر در کدام منطقه ایالات متحده سکونت دارند؟ میتوان جنوب آمریکا را مرکز اصلی مسیحیان صهیونیست در ایالات متحده دانست. جری فالویل تصریح کرده است که این منطقه، کمربند انجیلیها است. البته اکنون این منطقه پایگاه انتخاباتی حزب جمهوریخواه و «کمربند امنیت اسرائیل» نیز است، چرا؟ زیرا جنوب، منطقهای است که مردم آن، در مقایسه با جاهای دیگر امریکا از دیدگاه دینی، مؤمنترین افراد به انجیلاند و گرایشهای دینی بسیار قویتری دارند؟ این عجیب نیست که بیشتر رهبران مسیحیان محافظهکار، جنوبی هستند یا در آنجا آموزشدیدهاند و یا سازمانهای آنها در آنجا متمرکز شده است. در یک نظرسنجی دیگر که «مؤسسه گالوپ» به عمل آورد نتیجه این بود که جنوبی بودن به معنای در جرگه حامیان سخت اسرائیل قرار داشتن است و عجیب نیست که کلیسای پروتستان در ایالات متحده بر کنگره معمدانیهای جنوبی که شامل 42 هزار کلیسا و دارای 16 میلیون عضو است، بسیار نفوذ دارد و این امر را میتوان نفوذ صهیونیستی در آن منطقه به شمار آورد. در مورد حضور مسیحیان صهیونیست در دولت بوش و کنگرة آمریکا و میزان تأثیر آنها بر سیاستهای آمریکا چه نظری دارید؟ دانیل پایپس که جورج بوش اخیراً او را به عضویت شورای اداره مؤسسه صلح ایالات متحده در آورده، گفته است: «برخی در شگفتند که چرا ایالات متحده سیاستهایی را در پیش میگیرد که اساساً و به طور کامل با سیاستهای کشورهای اروپایی متفاوت است، در مورد آنباید بگوییم که بخش اصلی پاسخ این سؤال در این روزها به نفوذ پر قدرت مسیحیان صهیونیست در سایه وجود رئیس جمهوری محافظهکار مانند جورج بوش، باز میگردد. و با اینکه اطلاعات تأیید شده و مورد اطمینانی در مورد میزان حضور مسیحیان صهیونیست در دولت جورج بوش وجود ندارد اما شواهدی در دست است که ثابت میکند دولت بوش و برخی از اعضای کنگرة آمریکا، روابط تنگاتنگ و نزدیکی با نمایندگان مسیحیان صهیونیست دارند. در کنگرة «راهی به سوی پیروزی» که سازمان «هم پیمانی مسیحی» در سال 2002 آنرا برگزار کرد و در طی آن شعار هم بستگی مسیحیان با اسرائیل سر داده شد، بسیاری از اشخاص بزرگ و صاحبنفوذ در زمینههای سیاسی و اجتماعی امریکا و اسرائیل دعوت شده بودند. از جمله «پت رابرتسون»، وزیر تجارت اسرائیل، «یهودا اولمرت» شهردار سابق قدس، «الیور نورث»، افسر سابق نیروی دریائی، «روی مور» وزیر دادگستری در ایالت آلباما، «سناتور دیک آرمی»، «سناتور تام دیلی»، «سناتور روی پلانت» و برخی از اعضای مجلس نمایندگان مانند، «جیمز انهوف» «سام براونباک»، «اورن هاچ» و «آلن کیس» عضو سابق هیئت امریکا در سازمان ملل. «اولمرت در سخنرانی در جمع آن جمعیت که حدود 000/10 نفر تخمین زده شده گفت: آینده مسیحیان صهیونیست را در امریکا چگونه میبینید؟ مسیحیان صهیونیست در آینده هم در سیاستهای آمریکا، نقش فعالی ایفا خواهند کرد، نقش آنها تا زمانی که مشغول امور سیاسیاند و با تعصب خاص با حزب سیاسی اصلی در آمریکا (حزب جمهوریخواه) همکاری میکنند فعال اثرگذار خواهد بود. به همین دلیل است که سیاستمداران اهمیت خاصی برای آنها قائلاند. به بیان دیگر این ماشین زنگزده، نیاز به روغنکاری دارد. جورج بوش به خوبی میداند چه کسانی او را در سال 2000 و 2004 به این مقام رساندند. و او خوب میداند چه کسانی در انتخابات سال 2002، حزب جمهوریخواه را به پیروزی رساندند و به صورت اکثریت درآورد. صرفنظر از انتخابات، جورج بوش به خوبی میداند، مسیحیان محافظهکار از جمله کسانی بودند که بیشترین تمایل به جنگ با عراق داشتند و کنگره معمدانیهای جنوب بیشتر از هر سازمان دیگری، جنگ ضد عراق را عادلانه توصیف کرد. به همین دلیل غیر ممکن است بوش به کسانی که بیشتر از هر کس حامی و پشتیبان سیاستهای او بوده و دوباره او را به ریاست جمهوری رساندند، پشت کند. در اینجا میخواهم به نکتهای اشاره کنم و آن، اینکه برخی بر این باورند که توطئهای از سوی مسیحیان صهیونیست در کار است که سیاستهای ایالات متحده در خاورمیانه را پیش میبرد، حقیقت این است که هیچ توطئهای در کار نیست، نکته این است که چیزی که مسیحیان صهیونیست را در امریکا به یک قدرت قابل توجه تبدیل کرده است، سازماندهی، نقش فعال و پر رنگ ـ ابزارهای فشار، سیل اموال و پولهای آنها و صرف وقت از طرف آنان برای رسیدن به هدفی که به آن ایمان دارند، و همچنین رأیهای آنها و صرف وقت از طرف آنان برای رسیدن به هدفی که به آن ایمان دارند و همچنین رایهای آنها در انتخابات است. من اعتقاد دارم که مسلمانان و عربها نیز در ایالات متحده میتوانند چنین نقشی ایفا کنند. این زمان میبرد اما به هر حال شدنی است و سیاستمداران امریکا مجبور میشوند، در برابر آنها که سازماندهی شدهاند و از نظر سیاسی بسیار فعالند، سر فرود آورند. «مسیحیان صهیونیست» دوران معاصر بیش از دو دهه تلاش کردهاند تا به این جایگاه دست یافتهاند و این بسیار تمسخرآمیز است که مسلمانان در انتخابات سال 2000 به جورج بوش که کاندیداری رؤیایی مسیحیان صهیونیست بود، رأی دادند. |

